امشب تمام عاشقان را دست به سر کن!
یک امشبی با من بمان، با من سحر کن!
بشکن سر من کاسه ها و کوزه ها را
کج کن کلاه، دستی بزن، مطرب خبر کن!
گلهای شمعدانی همه شکل تو هستند
رنگین کمان را بر سر زلف تو بستند
تا طاق ابروی لب من تا به تا شد
بت ها همه عاقل شدند، خود را شکستند ...
+ نوشته شده توسط شیما در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت
0:56 |
