مرد در مقابل چشمان زن آرام چون همیشه و پر از سکوتی تاریک
و زن که دیگر صبر و شیطنت گذشته را به خوابهایش سپرده ، خیره در دهان تنها مرد زندگیش.
مرد به سخن می آید با جمله ای کوتاه " من رو ببخش به خاطر امیدهای خیالی که به تو بخشیدم"
و زن سکوت می کند تا شاید فریادی عظیم را در خود بلعیده باشد.
+ نوشته شده توسط شیما در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت
11:27 |
